ابن المقفع ( مترجم : منشي )
199
كليله و دمنه ( فارسي )
رسد در افواه دهند ، يا طايفهاي كه در مخارج راى و مواقع آثار تأمّل واجب بينند و آن را بر نظاير آن از ظواهر احوال باز اندازند [ 1 ] و گمانهاى خود را بر آن مقابله كنند . و هر سرّ كه از اين معاني مصون ماند روزگار را بر آن اطّلاع صورت نبندد و چرخ را در آن مداخلت دست ندهد . و كتمان اسرار دو فايدهء ظاهر را متضمّن است : اگر انديشه بنفاذ رسد ظفر بحاجت پيوندد ؛ و اگر تقدير مساعدت ننمايد سلامت از عيب و منقصت . و چاره نيست ملوك را از مستشار معتمد و گنجور امين كه خزانهء اسرار پيش وى بگشايند و گنج رازها بامانت و مناصحت وى سپارند و ازو در امضاى عزايم [ 2 ] معونت طلبند ، كه پادشاه اگر چه از دستور خويش در اصابت راى زيادت باشد و در همه ابواب بر وى مزيّت و رجحان دارد باشارت او فوايد بيند ، چنان كه نور چراغ بمادّت روغن و ، فروغ آتش بمدد هيزم . و هر كرا متانت راى و مظاهرت كفات [ 3 ] جمع شد بدين پاى ظفر گيرد بدان دست خطر بندد . و ايزد تعالى كه پيغامبر را عليه السّلم مشاورت فرمود [ 4 ] نه براى آن بود تا راى او را كه [ 5 ] بأمداد الهام ايزدي و فيض إلهي مؤيّد بود و تواتر وحى و اختلاف روح الأمين عليه السّلام بدان مقرون ، مددي حاصل آيد ، لكن اين حكم براى بيان منافع و تقرير فوايد مشورت نازل گشت تا عالميان بدين خصلت پسنديده متحلّي گردند ، و له الحمد حمد الشّاكرين [ 6 ] . و واجب باشد بر خدمتگاران كه چون مخدوم تدبيري انديشد در آنچه بصواب پيوندد او را موافقت نمايند ، و اگر عزيمت او را بخطا ميلي بينند وجه فساد آن مقرّر گردانند ، و سخن برفق و مدارا رانند . وانگاه انواع فكرت به كار دارد تا استقامتي پيدا آيد و از هر دو جانب راى مخمّر و عزم مصمّم شود . و هر وزير و مشير كه جانب مخدوم را از اين نوع
--> [ 1 ] . ( 2 ) باز انداختن اينجا ظاهرا بمعني تطبيق و تشبيه كردن از براى مقايسه و سنجيدن باشد . [ 2 ] . ( 7 ) عزايم رجوع شود به ص 168 ح بر س 1 و نيز ص 11 س 11 . [ 3 ] . ( 10 ) كفات ( جمع كافي ) مردان كاردان با كفايت كه مشكلات بياري ايشان آسان شود . [ 4 ] . ( 12 ) پيغامبر را مشاورت فرمود اشاره است بآيهء 159 سورهء آل عمران ( 3 ) : و شاورهم في الأمر ، و مشاورت كن با ايشان در كار . [ 5 ] . ( 12 ) راى او را كه در اساس بدون « كه » . [ 6 ] . ( 15 ) و له الحمد . . . او را ستايش باد ستايش سپاسگزاران .